غار كتله خور
غار كتله خور يكي از شگفت انگيزترين غارهاي دنيا در 165 كيلومتري جنوب غربي زنجان و 5 كيلو‌متري بخش گرماب از توابع شهرستان خدابنده واقع شده است كه يكي از زيبا‌ترين غارهاي ايران محسوب مي‌شود و با داشتن قنديل‌هاي بسبار زيبا چشم هر بينده‌اي را به خود خيره مي‌كند.
در حال حاضر بيش از دو كيلومتر از غار آماده بازديد علاقمندان است.

گنبد سلطانيه
گنبد سلطانيه يكي از بزرگترين بناهاي عظيم گنبد دار در دنيا در 43 كيلومتري زنجان در شهر سلطانيه به دستوره سلطان محمد خدابنده از سال 704 هجري قمري شروع و در مدت نه سال در تاريخ 713 (ه –ق)پايان يافته است.
اين با 5/48 متر ارتفاع و 6/25 متر قطر دهانه گنبد پس از كليساي سانتا ماريا در فلورانس ايتاليا و مسجد ايا صوفيا در استانبول تركيه سومين بناي عظيم تاريخي گنبددار در جهان و اولين بناي عظيم آجري در ايران است.

بازار زنجان
بازار زنجان يكي از طولاني‌ترين بازارهاي ايران در شهر زنجان به دستور آقامحمد خان قاجار آغاز و در سال 1213 (ه –ق) در زمان فتحعلي شاه خاتمه يافت و مساجد، سراها و گرمابه‌ها در سال 1324 به آن اضافه شد.

مجموعه بازار قديمي
مجموعه بازار قديمي استان زنجان به صورت يك خط مستقيم به عنوان بازار بالا و بازار پايين به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم شده است.

رختشويخانه
رختشويخانه تنها بناي مختص بانوان در ايران در بافت قديمي شهر زنجان در محله موسوم به عباسقلي خان احداث شده است. زمين اين بنا در سال 1347 (ه –ق)توسط بلديه وقت خريداري و توسط دو برادر معمار و بنا ساخته شده است و آب اين بنا از قنات قلعچه حاجي مير بها الدين تأمين مي‌شد و محلي عمومي براي شستشوي لباس بوده است.

بقعه امامزاده ابراهيم(ع)
بقعه امامزاده ابراهيم (ع)به عنوان زيارتگاه مردم استان در مركز شهر زنجان واقعه شده و شجره اين امامزاده به حضرت ابراهيم ابن موسي جعفر مي‌رسد.
بناي حرم مطهر جديد و به سبك چهار طاقي منطبق با پلان قديمي نوسازي شده است و نماز جمعه شهر در اين محل برگزار مي‌شود.

مسجد جامع زنجان
مسجد جامع زنجان معروف به مسجد سيد در قلب بافت تاريخي شهر زنجان قرار گرفته است.
مسجد و مدرسه سيد توسط عبداله ميرزا دارا پسر يازدهم فتحعلي شاه قاجار در هنگام حكمراني در سال 1242 (ه –ق)احداث شده است.
اين مجموعه تاريخي يكي از بناهاي ارزشمندي است كه به طرح مساجد چهار ايواني ساخته شده است.
كاروانسرا سنگي،كاروانسراسنگي قديمي‌ترين اثر تاريخي استان زنجان در قرن هشتم (ه –ق)در زمان شاه عباس دوم در قسمت جنوبي شهر احداث شده است.
در حال حاضر قسمت اعظم آن از بين رفته و تنها از آن اثار يكي از كاروانسراها به نام كاروانسرا سر چم كه يكي از كاروانسراهاي مهم در مسير تجاري تهران –آذربايجان بود باقي مانده كه نوع سقف آن پنج و هفت است.
اين بنا در سال 1377 به سفره خانه سنتي تبديل شده و علاوه به ارائه امكانات پذيراي با غذاهاي سنتي در بعضي از حجره‌ها به معرفي و فروش صنايع دستي استان اقدام مي‌شود.
در استان زنجان سه پل ثبت شده به‌نام‌هاي پل حاج ميربها الدين، پل حاج سيد محمد و پل سردار وجود دارد.
همچنين در استان چند بقعه مانندبقعه قطب الدين محمد معروف به پير احمدزهرنوش در ابهر بقعه ملا حسن كاشاني در دو و نيم كيلومتري جنوب شهر سلطانيه در سال 973 (ه –ق)در اواخر دوران شاه طهماسب صفوي ساخته شده است.
بقعه شاه زيد الكبير ابهر حضرت زيد يكي از فرزندان امام حسن مجتبي (ع) در شهر ابهر به شكل مخروط از آجر در قرن نه (ه –ق) ساخته شده است.
در استان زنجان يك معبد به نام معبد داش كسن نيز وجود دارد كه در 10 كيلومتري جنوب شرقي سلطانيه به شكل مستطيل قرار گرفته است و در داخل اين محوطه سه طاق نسبتاً عميق در دل كوه كنده شده و در حد فاصل ضلع جنوبي و طاق‌هاي اضلاع شرقي و غربي حجاري‌ها و نقش‌هاي زيبا به چشم مي‌خورد از جمله اين نقوش تصوير دو اژدها به صورت قرينه در مقابل يكديگر حك شده است.
استان زنجان داراي صنايع دستي مهم و معروفي چون مليله كاري، چاقو سازي، چارق دوزي و فرش باف است.
مليله كاري
يكي از كارهاي دستي بومي زنجان ساخت وسايل نقره‌اي و به ندرت طلائي به صورت مليله كاري است. در اوايل فقط در زنجان معمول بوده كه در آن زمان رضا خان پهلوي تعدادي از هنر‌مندان زنجاني را به تهران و اصفهان كوچ كردند و اين هنر ظريف را در آن شهرها رواج دادند.
چاقو سازي، چاقو سازي در زنجان كه با مهارت خاصي به دست استادكاران اين صنعت با ويژگي‌هاي همچون ظرافت، تناسب، تنوع،قدرت برش و آبكاري تيغه ساخته مي‌شود از شهرت فراوان بر خوردار است.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

 عمارت ذوالفقاری زنجان

عمارت تاریخی ذوالفقاری در مركز بافت قديمی شهر زنجان واقع شده و معماری آن به اواخر دوره قاجاریه نسبت داده می شود. پلان این بنا ایرانی و سبک ساختمانی آن از بناهای گوتیک اروپایی تقلید شده است. اين عمارت از ساختمان های بیرونی، اندرونی و اداری تشکیل یافته و نمای آن با آجرهای قالبی و پيش بر تزیين شده است.بنای بیرونی عمارت ذوالفقاری که از دو طبقه و یک سردابه تشکیل شده، جالب ترین قسمت آن است که در جریان احداث خیابان طالقانی، آسیب جدی دیده و بخشی از اهمیت خود را از دست داده است. پیش از ساخت این خیابان ساختمان های اندرونی و بیرونی و اداری عمارت ذوالفقاری از طریق شبکه ارتباطی طبقه هم کف و زیرزمین به یکدیگر راه داشتند ولی اکنون این قسمت تخریب شده است. طبقه هم کف كه در حال حاضر كاربرد اداری دارد، با دو ستون و سقف سرپوشيده به هشتی منتهی می شود. طبقه دوم دارای دو راه پله است و تالارهای پذيرايی، اتاق های خواب، اتاق های نشيمن و سرويس های بهداشتی را شامل می شود. هسته مركزی بنای عمارت ذوالفقاری به سبک چهار تاقی و با سقف گنبدی ساخته شده و سنگينی سقف را جرز و ديوارهای باربر آن تحمل می كنند. پوشش بيرونی بام ساختمان شيروانی است كه البته تا زمان احداث بنا سابقه ای در اين شهر نداشت. در بالای هسته مركزی بنا، نورگير زيبايی تعبيه شده كه به كلاه فرنگی معروف است. اين نورگير هشت ضلعی با روش گره سازی و به طرز زيبايی لمه كوبی شده است. از ميان هنرهای استفاده شده در تزیينات داخل طبقه همكف بنا، می توان به كاشی كاری های سبک دوره قاجار اشاره كرد كه طرح معروف نيلوفر آبی (لوتوس) با آن اجرا شده است.تزیينات نمای بنا بسيار جالب توجه است. قرينه سازی های آن از هنر ايرانی و سبک ستون های آن از معماری قرن نوزدهم اروپا تاثیر پذیرفته است. پنجره های بنا بیش تر دو لنگه هستند، حاشيه مشبک دارند و با شيشه های رنگين تقارن جالبی را در داخل اتاق ها به وجود آورده اند. این عمارت با شماره 1852 به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

کاروان‌سرای سنگی

کاروان‌سرای سنگی که از نوع کاروان‌سراهای برون شهری بوده، در قرن یازدهم هجری قمری، به دستور شاه عباس صفوی خارج از بافت قدیم شهر زنجان ساخته شده است. این بنا به دلیل تغییر کاربری هم اکنون به عنوان سفره خانه سنتی مورد استفاده قرار می گیرد. پلان این كاروان‌سرا به سبک چهار ايوانی است، حجره های آن در يک طبقه قرار گرفته‌اند و سقف‌ ها از نوع قوسی هستند. استفاده از سنگ به عنوان مصالح اصلی در ساخت كاروان‌سرا باعث شده است كه اين بنا با عنوان کاروان سرای سنگی و در زبان محاوره ای داش کاروان‌سرا معروف شود. اين بنا از لحاظ اين كه تنها بنای باقی مانده از کاروان سراهای زنجان است داراي اهميت فراوانی است. بنای کاروان‌سرای سنگی كه روبروی راه آهن شهرستان زنجان و در خیابان خیام این شهر واقع شده، با شماره 2128 به ثبت رسیده است.

 

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

در قرن سيزدهم هجري قمري (سال 1242) در دوره قاجاريه توسط يکي از پسران فتحعلي شاه قاجار به نام عبدالله ميرزا دارا ساخته شد. اين مسجد که در قلب بافت قديمي شهر و در مکان مناسبي از نظر دسترسي قرار گرفته است، از سمت باختر با بازار قيصريه، از سمت خاور با کوچه مسجد سيد و از سوي شمال با خيابان امام خميني و سبزه ميدان درارتباط است. اين مسجد در دوره زندگاني باني آن به نام هاي مسجد دارا، مسجد سيد، مسجد سلطاني و مسجد جمعه نيز خوانده مي شده است. اين مجموعه تاريخي که در شمار بزرگ ترين و زيباترين مساجد و مدارس ديني زنجان است، يکي از بناهاي ارزشمند ساخته شده بر اساس طرح مساجد چهار ايواني مي باشد. ايوان هاي چهارگانه اي که در چهار ضلع مسجد به شکل قرينه قرار گرفته اند، بيش تر از هر چيزي در صحن مسجد، خودنمايي مي کند. صحن اين مسجد مانند ساير مساجد چهار ايواني، به شکل مربع مستطيل است و 48 متر طول و 36 متر عرض دارد. در گذشته وسط صحن مسجد يک واحد حوضي بوده که گرداگرد آن را به استثناي جلوي حجرات و شبستانها، باغچههاي پرگل و گياه پوشانده بود که بعدها به دلايل نامعقولي از بين رفته است. در ايوان هاي خاوري و باختري 16 حجره به طور قرينه و در جبهه شمالي نيز 6 واحد حجره جهت طلاب علوم ديني قرار ساخته شده است. در سطوح ايوان هاي شمالي و جنوبي تزييناتي مانند خط بنايي، کاشي معقلي و نگاره هاي گياهي با تکنيک کاشي هفت رنگ، به سبک هنري دوره قاجار و بيش تر با استفاده از رنگ هاي سياه و زرد به چشم مي خورد. شبستان گنبد دار فضايي به عرض 7و90 متر و طول8و50 متراست که بدون واسطه در پشت ايوان جنوبي قرار گرفته و از جهت باختري و خاوري با شبستان هاي طرفين و از طرف شمالي با ايوان جنوبي در ارتباط است. بر فراز اين شبستان، گنبد عظيمي بر جرزهاي سنگين به ضخامت 20و30 متر استوار گرديده است. گنبد اين مسجد که از نوع دو جداره بوده و با کاشي هاي فيروزه اي پوشانده شده، از گنبدهايي است که بدون گوشواره و ترنبه بر روي جرزهاي چهارگانه ضخيم نشسته است. سوره مبارکه الدهر با خط ثلث بر روي اين گنبد نقش بسته و بر زيبايي آن افزوده است. در نوک بناي گنبد، علامتي از برنز به شکل گوي وجود دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 5:6 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

رختشويخانه

بنای رختشویخانه در قلب بافت تاریخی شهر، منطبق برحصار قدیم درمنطقه پرتراکم مسکونی موسوم به عباسقلیخان و محل معروف به بابا جمال چوقوری (گودال بابا جمال) احداث شده است. زمین این بنا درسال 1347 هجری قمری توسط مرحوم علی اکبر خان توفیقی رئیس اداره بلدیه وقت شهر خریداری و توسط دوبرادر به نامهای مشهدی اکبر(معمار) ومشهدی اسماعیل (بنا) ساخته شده است. آب این رختشویخانه از قنات قلعچه حاجی میربهاءالدین تامین گردیده و محلی عمومی برای شستشوی لباس بوده است. این بنا درزمان خود به شکلی بسیار پیشرفته قسمتی ازنیاز بهداشتی شهررا تامین و بوسیله بانوئی بنام معصومه خانم بعنوان کارمند بلدیه درآنجا اداره می شده است.......

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

Image

بازار زنجان در دوران آقا محمد خان قاجار آغاز ودر سال ۱۲۱۳ در زمان فتحعلی شاه قاجار خاتمه یافته و مساجد و سراها و گرمابه ها در سال ۱۳۲۴ به آن اضافه شده است . مجموعه بازار قدیمی به صورت یک خط مستقیم به عنوان بازار بالا و پایین به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شده است. گستردگی جغرافيايی بازار زنجان و تنوع راسته ها ، تعدد سراها و كاوانسراهای درون شهری در راسته های فرعی كه هركدام به نامی و به فعاليتی خاص اختصاص يافته و وجود مساجد فراوان گويای پويايی اين مجموعه در طول زمان های گذشته و شرايط حاكم بوده است. اين بازار كه طويلترين بازار ايران می باشد از سوی غرب و شرق گسترده شده و بدين لحاظ بازار پائين و بازار بالا تقسيم و نامگذاری شده است .

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

 مسجد جامع زنجان

مسجد و مدرسه جامع زنجان معروف به مسجد سيد، درقلب بافت تاريخي و قديمي شهر قرار گرفته است. اين مسجد از ضلع غربي با بازار قيصريه, از ضلع شرقي از راه كوچه مسجد سيد و از سمت شمال با خيابان شاه و سبزه ميدان در ارتباط است. مجموعه مسجد و مدرسه سيد توسط عبدالله ميرزا دارا، پسر يازدهم فتحعلي شاه قاجار، در هنگام حكمراني در زنجان و به سال 1242 هجري قمري احداث گرديده است.

مسجد ميرزايي

مسجد ميرزايي در مجموعه بازار پايين قرار گرفته است و قديمي ترين بناي مذهبي پابرجاي شهر زنجان است. اين بنا، احتمالاً در حد فاصل اواخر دوره صفويه تا اوايل دوره قاجار ساخته شده است. مسجد ميرزايي از دو بخش تشكيل يافته است: بخش نخست معروف به شبستان قديم و بخش دوم مسجد جديدي است كه تقليد ناقصي از مسجد چهار ايواني را به نمايش مي گذارد و از عناصر مسجد چهار

ايواني، فقط صحن مركزي، ايوان هاي چهارگانه، حجره هاي طلاب، وضوخانه، شبستان زنانه و مردانه آن قرار دارد.

مسجد قلاير

روستاي قلاير در 52 كيلومتري جنوب زنجان قرار گرفته است. دراين روستا، آثاري از قلعه زيبايي در بالاي كوه مشرف به روستا ديده مي شود. در دامنه غربي اين ارتفاعات، تل تاريخي مسجد جامع قلاير قرار گرفته است. با كاوش هاي باستان شناسي كه در اين تل تاريخي انجام گرفت، مجموعه بسيار ارزشمندي از دل خاك نمايان شد. اين مجموعه از يك مسجد و يك خانقاه كه احتمالاً بقعه نيز مي باشد، تشكيل شده است.

بقعه امامزاده سيد ابراهيم بقعه امامزاده سيد ابراهيم يكي از بقعه هاي معتبر شهر زنجان است. علماي دين در شجره نامه آن اختلاف نظر دارند. جمعي ايشان را ” ابراهيم بن موسي بن جعفر (ع) “ دانسته اند و جمعي ديگر , ايشان را ” ابراهيم بن محمد بن عبدالله بن الحسن بن العباس بن علي (ع) “ دانسته اند. بناي امامزاده در سال 1340 شمسي، منطبق بر بناي قديمي نوسازي گرديد. گنبد آن كه از نوع تك پوششه است، با واسطه چهار گوشواره بر جرزها استوار شده است و در حد فاصل گوشواره ها و گنبد، هشت نورگير تعبيه شده است. از بناهاي ديگر اين مجموعه، مسجد اعظم در ضلع غربي آن است كه تجديد بناي آن، مرهون خدمات ارزنده روان شاد ” منصور محاوري “‌ است.

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

 قزل اوزن

اين رود يكي از مهم ترين رودخانه هاي ايران و شهرستان زنجان است، از كوههاي استان كردستان سرچشمه مي گيرد و از راه قشلاقات افشار در حومه خدابنده , وارد محدوده استان زنجان مي شود. كناره هاي اين رودخانه يكي از تفرجگاههاي مهم استان محسوب مي شود. هم جواري اين رودخانه با جاده اصلي تهران تبريز، زمينه استفاده تفرجگاهي آن را افزايش داده است. و كناره هاي آن، به طور پراكنده، مورد بهره برداري تفريحي قرار مي گيرند.

زنجان رود

اين رودخانه كه در زنجان به رود چاي نيز معروف است، از چمن سلطانيه و كوه هاي آق داغ سرچشمه مي گيرد و پس از گذشتن از بخش حومه زنجان و اراضي چايپاره، همراه رودخانه هاي محلي كوچك، در نزديكي رجين به قزل اوزن مي پيوندد.

چشمه معدني وننق زنجان

اين چشمه در حدود 21 كيلومتري جاده زنجان ـ ميانه و در دهكده وننق واقع شده است و راه آن ازميان كشتزارها و تپه هاي متعدد مي گذرد. چشمه بر بالاي تپه اي كه 200 متر ارتفاع دارد، قرار گرفته است. چشمه دو مظهر دارد: مظهر اول حوضچه اي كم عمق با طول دو متر و عرض يك متر و آبدهي 7 ليتر در دقيقه، مظهر دوم يك حوضچه مربع شكل درابعاد 5/2 × 5/2 متر است و عمق آن در حدود يك متر است. آبدهي مظهر دوم حدود 10 ليتر در دقيقه است. بررسي هاي به عمل آمده از آب دو چشمه نشان مي دهد كه آب اين چشمه، در رديف آب هاي معدني سولفاته كلسيك گرم است.

غار خرمنه سر

غار خرمنه سر، در روستاي شاه نشين و در بلنداي كوه خرمنه سر واقع شده است. در اين غار چاه هاي بسيار و دره هاي خطرناك و لغزنده اي وجود دارد، بنابراين براي بازديد از آن حتماً بايد از وسايل غارنوردي و كوه نوردي استفاده كرد. براي رسيدن به دهانه غار، ابتدا از بستر رودخانه اي كه از كوه هاي شمالي شاه نشين سرچشمه مي گيرد و از ميان درختان سرسبز زيتون و انجير بايد گذشت و به سوي ارتفاعات شمالي پيش رفت تا در نزديكي قله كوه خرمنه سر، دهانه مشبك و پنجره مانند وسيع غار را ديد.

غار گلجيك

اين غار در 35 كيلومتري جنوب غربي شهرستان زنجان، در ارتفاعات مشرف به روستاي حاج آرش، از توابع شهرستان زنجان واقع شده است. اين غار عظيم كه به طور طبيعي از فرسايش سنگ هاي آهكي موجود در آن به وجود آمده است، با داشتن آب و هواي مناسب، پناهگاه و مسكن انسان هاي دوران پيش از تاريخ بوده است.

منطقه حفاظت شده انگوران

منطقه انگوران كه مساحت آن نزديك به 111 هزار هكتار است، از سال 1350 منطقه حفاظت شده اعلام شده است.

+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

زنجان یكی از مناطق شاهراهی ایران است كه از آثار و بناهای تاریخی و آداب اجتماعی و فرهنگی خاص خود برخوردار است. این استان دارای جاذبه های فرهنگی خاصی چون: صنایع دستی، موسیقی و نمایش های محلی، لباس های محلی و دیگر ویژگی های فرهنگی استان به شمار می رود.
انواع صنایع دستی استان زنجان از قبیل: چاقوسازی، گلیم بافی، جاجیم بافی، چاروق دوزی، سفال گری، ملیله كاری، فرش بافی، فلزكاری، مسگری و نقره سازی یکی از مهم ترین جاذبه های فرهنگی استان زنجان به شمار می آید. موسیقی بومی منطقه ی زنجان که همان موسیقی آذری است؛ در وجود «عاشیق‌ها» خلاصه می ‌شود و یکی دیگر از جاذبه های با اهمیت فرهنگی استان زنجان محسوب می شود. پوشش محلی و سنتی زنان و مردان استان زنجان نیز بسیار جالب و قابل توجه است. پوشش مردان را کت و شلوار معمولی با کلاه نمدی با نام محلی کچه بورک و گیوه یا چارق تشکیل می دهد و پوشش محلی زنان نیز از چندین تكه لباس و تزیینات متفاوت چون انگشتر، النگو و... تشكیل شده كه بسته به قدرت اقتصادی افراد، زینت های مختلفی نیز با این لباس ها استفاده می شوند.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

مردم استان زنجان از نظر تركیب قومی، مجموعه ای از اقوام آریایی، گرجی، ترک و قبیله های ایل خمسه هستند از این رو می توان گفت كه استان زنجان از وحدت نژادی خاصی پیروی نمی کند. اقوام آریایی در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد، در این منطقه ساكن شده و طایفه ای از اقوام ترک به نام قنفور در قرن هفتم هجری و اقوام گرجی و ایلات خمسه در دوران صفویه به این ناحیه كوچانده شده اند. اختلاط و امتزاج اقوام گرجی با قبایل ایلات خمسه، تیپ مخصوص زنجانی را با ظاهری دارای پوست گندمی و چشم های میشی و موهای مشكی به وجود آورده که بیش تر در جلگه ها و كناره رودخانه های استان زندگی می كنند.
چشم های سبز و روشن و موهای بور از ویژگی های ظاهری آریایی های اصیل است كه به علت اختلاط نژادی كم تر، همچنان آریایی باقی مانده و بیش تر در بلندی ها و كوهپایه های استان زنجان زندگی می كنند. در استان زنجان؛ خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكیل شده است و در بعضی از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نیز همراه بچه ها و نوه های خود زندگی می كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاری استوار است و تصمیم نهایی را پدر یا پسر بزرگ خانواده می گیرد. در مراسم تدفین و خاک سپاری اموات در شهرها و روستاهای استان زنجان نیز آداب خاصی حاکم است و همکاری و تعاون اهالی استان در این زمینه قابل توجه است.
رعایت آداب و رسوم مراسم تدفین نیز همانند مراسم ازدواج و دیگر آداب و رسوم رایج در منطقه زنجان، از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر متوفی از وضع مالی چندان خوبی برخوردار نباشد، دوستان و نزدیکان وی بدون اطلاع یک دیگر مبلغی را برای مراسم عزاداری و احسان کردن مواد غذایی اختصاص می دهند. در تمام مراسم های مربوط به عزاداری چه متوفی بی بضاعت باشد و چه ثروتمند، آداب تقریباً یکسانی وجود دارد. پوشیدن لباس سیاه، دعوت مهمانان مراسم عزاداری توسط بزرگ فامیل متوفی، دادن وعده های غذایی مخصوص به مهمانان (اگر پنجشنبه باشد، شام و اگر جمعه باشد، ناهار)، برگزاری مراسم شب سوم، شب هفتم و شب چهلم متوفی از جمله ی این آداب و رسوم است که در سطح استان با یک ترتیب ولی به شیوه های گوناگون محلی انجام می پذیرد.
در تمام این مراسم از مهمانان با خرما، حلوا و وعده های غذایی پذیرایی می شود. پذیرش مهمان در بین بازماندگان متوفی تا شب چهلم ادامه خواهد داشت و افراد مختلف برای تسلی خاطر بازماندگان به منزل متوفی می آیند. چند روز بعد از مراسم چهلم متوفی، بستگان بازماندگان متوفی با آوردن پارچه ها و لباس های رنگی از بازماندگان متوفی می خواهند که لباس سیاه نشانه ی عزاداری خود را درآورده و لباس های رنگی بپوشند و فعالیت های طبیعی و روزمره خود را از سر بگیرند که به این مراسم "قره آچماق" می گویند.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

گرچه امروزه انواع غذاهای ایرانی در این منطقه تهیه می شود ولی غذاهای محلی كه از مواد در دسترس و با توجه به شرایط آب و هوایی درست می شوند؛ هنوز جایگاه خاصی دارند. غذاهای رسمی ایرانی چون: چلوکباب، چلو خورشت فسنجان، چلو خورشت قورمه سبزی، چلو خورشت قیمه و.. در این استان در کنار غذاهای محلی و مخصوص استان؛ برای مهمانان سرو می شود و مهمانان استان زنجان؛ خاطره رنگین و خوش مزه ای از سفره های این منطفه به یاد خواهند داشت.
غذاهای محلی استان زنجان را انواع آش چون: آش بلغور، آش رشته، آش انار، یوتی آش، آبگوشت های محلی، یوتی آش، و انواع غذاهای دیگر چون: کاله جوش، كوفته تركی، انواع دلمه ها، كباب تركی، خورشت مسما با مرغ، خورشت گوجه فرنگی، خوراک هویج، قیمه پلو، حلوای گردو و انواع دسرها، ترشی ها، مرباها، نان ها، سالادها و... تشکیل می دهد.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

مراسم اعیاد مذهبی که شامل: جشن میلاد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، جشن میلاد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) (روز مادر)، جشن میلاد حضرت علی (علیه السلام)( روز پدر)، جشن های بزرگ نیمه شعبان، روز میلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم های آغاز ماه مبارک رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عید فطر و عید قربان، جشن بزرگ غدیر خم و تعیین حضرت امام علی(علیه السلام) به جانشینی حضرت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و جشن میلاد دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) می شود؛ دراستان زنجان مانند سایر مناطق كشور انجام می گیرد. در این روزها افراد با لباس های مرتب و تمیز به دیدن بزرگ ترهای فامیل می روند و عید را تبریک می گویند و هدایایی را دریافت می کنند. مراسم ویژه اعیاد ملی و مذهبی با اصول و شیوه ای یكسان ولی به صورت محلی در مناطق مختلف استان انجام می شود.
كهن ترین جشن رایج در استان زنجان، در منطقه انگوران جشن حالا نام دارد كه احتمال می رود با آیین زرتشتی ارتباط داشته باشد. این جشن كه در اوایل پاییز و پس از برداشت محصولات كشاورزی از كشت زارها و خرمن گاه ها برگزار می شود، یک مهمانی مردانه است و هیچ زنی در آن حضور ندارد. این جشن به نشانه شادی و سرور از جمع آوری محصول برپا می شود.
مراسم ازدواج نیز در این استان از اهمیت زیادی برخوردار است و به طور كلی شامل دو نوع مراسم می شود. نوع اول؛ همان شیوه ی خواستگاری معمولی است كه در تمام كشور رایج بوده و ترتیب آن به این گونه است كه خانواده داماد برای خواستگاری به خانه عروس می روند. در این منطقه پس از صحبت های اولیه و توافق نهایی بین دو خانواده قراردادی با عنوان كسمات منعقد می شود. متن این قرارداد شامل تعیین شیربها و مهریه است.
در میان جشن های ملی؛ جشن های ویژه عید نوروز مهم ترین و بزرگ ترین جشن های منطقه به شمار می آیند. نخستین جشن ایرانی به نام نوروز از زمان پادشاهی جمشید مرسوم شد و در زمان های بعد، جشن‌ها و آیین‌های دیگری چون تیرگان، مهرگان، سده و غیره در فرهنگ ایرانی پدید آمدند. اجرای مراسم های مربوط به نوروز در استان زنجان نیز حدود دو هفته تمام طول می کشد. در استان زنجان آداب نوروز به شیوه ی دیگر استان ها با مراسم های چهارشنبه سوری، خانه تکانی، سبزه عید، چیدن سفره هفت سین، خرید لباس نو ، آداب دید و بازدید های نوروزی و... همراه است. در پایان تعطیلات ۱۳ روزه ی نوروزی اهالی استان زنجان به گردشگاه های طبیعی و به دامنه ی کوه ها و باغ ها پناه می برند و آخرین روز تعطیلی های نوروز را با صرف ناهار در بیرون از خانه و گره زدن سبزه به پایان می برند.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

 پوشش محلى و سنتى زنان و مردان استان زنجان بسیار جالب و قابل توجه است. پوشش مردان را کت و شلوار معمولی با کلاه نمدی با نام محلی کچه بورک و گیوه یا چارق تشکیل می دهد و پوشش محلى زنان نیز از چندین تكه لباس و تزیینات متفاوت چون انگشتر، النگو و... تشكیل شده كه بسته به قدرت اقتصادی افراد، زینت های مختلفی نیز با این لباس ها استفاده می شوند. برخی از این لباس ها عبارتند از: نوعی پوشش که شامل پارچه اى مخصوص برای محافظت از موى سر است.

چنه التى (زیرچانه): ابزاری است كه از سكه هاى قلاب دار به هم پیوسته و یا منجوق هاى رنگارنگ تشكیل شده و جهت حفاظت پوشن استفاده مى شود و نوعی زینت نیز به شمار می آید.

یاشماق: نوعى روسرى كه براى پوشش دهان، چانه و گردن استفاده مى شود.

جلیزقا: پوشش مخصوص بالاتنه است که بدون آستین بوده ونوع آستین دارآن یل نام دارد.

کوینک: پوششی که اندكی بلنرتر از جلیزقا بوده و زیر آن استفاده می شود. این پوشش از طرح ها و رنگ های گرم انتخاب می شود.

تومان: پوششی که به دو نوع بلند و کوتاه تقسیم می شود. نوع بلند آن شلیته و نوع کوتاه آن قصاتومان نام دارد. معمولاً شلیته توسط افراد مسن و قصاتومان توسط جوانان مورد استفاده قرار می گیرد.

شلوار: این پوشش از پارچه ضخیم و تیره رنگ انتخاب می شود.

نیم ساق: نوعی جوراب شلواری است که در میهمانی ها و مسافرت ها استفاده می شود.

هم زمان با رشد صنعتی و گسترش شهرنشینی به خصوص در شهرهای بزرگی چون شهر زنجان پوشش های یاد شده تغییر یافته و حتي برخی از آن ها به فراموشی سپرده شده اند. در حال حاضر در شهرها و روستاهای بزرگ تر استان، پوشش غالب زنان و مردان را همان پوشش معمولی رایج در کل کشور تشکیل می دهد و برای دیدن پوشش های محلی بایستی به روستاها و شهرهای کوچک استان که نفوذ صنعتی کم تر بوده مراجعه نمود.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

موسیقی و نمایش های محلی  

موسیقی منطقه ی زنجان همان موسیقی آذری است. موسیقی بومی آذری ‌ها در وجود «عاشیق‌ها» خلاصه می ‌شود. موسیقی سنتی آذری، بازتاب مهم ترین وجوه و جوانب زندگی مردم است. درفولكلور موزیكال آذربایجان احوال و روحیات مردم گذشته این دیار با طرز بسیار لطیفی ترنم می شود. غم، شادی، هجران، وصال موفقیت‌ها، شكست‌ها و قهرمانی ‌ها همه و همه دراین گنجینه موزیكال متجلی است. شیوه بدیهه خوانی، روش نواختن، اجرا، آراستگی ‌های ملودیک و داشتن حالات ویژه مخصوص به خود هماهنگی و اسلوب خاص و پختگی و مطلوب بودن صداها از خواص جدایی ناپذیر موسیقی این مرز و بوم است.

 

محققین و پژوهشگران؛ موسیقی آذربایجان را به پنج بخش عمده زیر تقسیم می كنند:

 

1-عاشق‌ها(عاشیقلار)، 2- ترانه‌های ملی و مقام ها (خلق ماهینلاری و موغاملار)، 3- موسیقی عزا و مذهبی (تعزیه موسیقی سی)، 4- موسیقی كار و تلاش روزانه (امك ماهینلاری) و 5- موسیقی عروسی و رقص‌های مربوطه (توی دویون موسیقی سی).

 

دستگاه ها و مقام های آذربایجان با داشتن زیر و بم‌های به خصوص و حالات لطیف هر كدام گویای دریایی از تحولات درونی مردم هستند. آن ها مانند هزاران مروارید و جواهرات رنگارنگی هستند كه به طرز ماهرانه و به صورت مرتب به رشته كشیده شده باشند و خوانندگان بزرگی مانند مصطفی پایان، پروفسور بلبل، حاجی بابا حسین اف، عالیم قاسم اف و جبارقاریاغدی اوغلی توانسته‌اند تاكنون مقام های موسیقی آذربایجان را به طور استادانه‌ای اجرا نمایند.

 

ویژگی و مشخصات موسیقی ملی، سنتی و آذربایجانی در جهات و وجوه مختلفی متجلی می شود. قدیمی ‌ترین آلت موسیقی آذربایجان «ساز» است كه یكی ازآلات موسیقی كهن است كه قدیمی ‌ها به آن «قوپوز» می‌گفتند و امروز به «ساز» معروف شده است. عاشق‌های آذربایجان از دیرباز«ساز» می‌نوازند و بعدها كمانچه «دایره» (قاوال) «قارانی» (كلارینت) «طبل»، «سرنا» و حتی بعضی سازهای ملل دیگر مانند: ویلن، قانون و پیانو نیز وارد موسیقی آذربایجان شد كه مورد استفاده عاشق ها قرار می گیرد. ترانه‌های عامیانه، آوازها و افسانه‌های حماسی- عشقی و اخلاقی نماینده ی روح هنری ملت ها و بیان گر تمام احوال و روحیات و درحقیقت صدای درونی هر قومی است.

 

درباره ی نوازندگان و خوانندگان سازهای موسیقی منطقه آذربایجان كه عاشیق نامیده می شوند، بایستی گفت: عاشق یا عاشیق فردی خوش قریحه، شیرین بیان، هنرمند، خوش صدا و دارای ذوق شاعری است به عبارت دیگر عاشیق هم شعر می سراید، هم ساز می ‌نوازد هم داستان نقل می ‌كند و هم آواز می ‌خواند.

 

ساز عاشیق عبارت است از یک آلت موسیقی به نام ساز، ساز عاشیق از دو قسمت عمده دسته و كاسه تشكیل شده كه به 7 الی 9 سیم از جنس فولاد و آلیاژ سخت نقره، خرک‌های استخوانی بالا و پایین و كوک كننده‌ های سیم‌ها مجهز است، دسته ساز از چوب گردو یا یک نوع درخت جنگلی به نام «اولاس» و «كاسه ساز» از چوب درخت توت به دلیل انعطاف پذیری و پرطنین‌تر شدن صدا ساخته می ‌شود. ساز عاشیق دارای 14 پرده است كه پرده‌ها به وسیله چلله گوسفند و یا نخ پلاستیكی محكم از هم جدا می ‌شوند. در طول تاریخ در همه جای آذربایجان عاشیق‌ها در عروسی ‌ها شركت داشته‌اند. آهنگ‌های عاشقی به گفته عاشیق‌ها 72 آهنگ است ولی بعضی ‌ها تا 144 آهنگ نیز گفته‌اند كه به دسته‌های حماسی، عشقی، اخلاقی اجتماعی، وصف حال و روایت تقسیم می ‌شوند. در بخش حماسی، عاشق‌ها با نواختن آهنگ‌های تند و مهیج مانند جنگ كوراوغلو، دبل جنگی، شاه سئونی و دویمه كرم اشعاری را از زبان قهرمانان آذربایجان می‌خوانند و شنوندگان را به دفاع از آرمان های دینی - انسانی و وطن دوستی تشویق می ‌نمایند.

 

در بخش عشقی نیز عاشیق‌ها با آهنگ‌های عاطفی تر و شاد مثل تجنیس، گوز، للمه، دستان، جلیلی و قهرمانی و نخجوانی، اشعارعشقی خود را در وصف الهی، وطن، یار، ائمه اطهار و هر آن چه كه به آن عشق می ‌ورزند؛ می ‌خوانند. دربخش اخلاقی و اجتماعی هم اشعاری در وصف صفت‌های پسندیده سخنان نصیحت آمیز و طریقه آداب و معاشرت خوب با آهنگ‌های دلنشین تاجری، امرامی، دیوان، تجنیس، اكبری و غیره خوانده می ‌شود. وصف حال و روایت نیز ازدیگر بخش های موسیقی عاشیق‌ها است كه در این قسمت عاشیق‌ها با اشعار دل نشین از خاطرات و حال و روز خودشان و ایل و طایفه و وطن خود تعریف می ‌كنند.

 

یكی از خصیصه‌های بارز موسیقی آذربایجانی بدیهه گویی و بدیهه نوازی است. این خصیصه به مجری آهنگ اجازه می ‌دهد كه نیروی فانتزی و قوه خیال خویش را در مقیاس وسیعی به كاراندازد و درعرصه پهناوری؛ توسن خیال و تصور را به تاخت و تاز وادارد و با مهارتی خارق‌العاده؛ ضمن رعایت كامل اصول فنی موسیقی بی ‌درنگ و فی البداهه به مایه موسیقی در حد امكانات تغییر شكل بدهد.

 

بدیهه سرایی نه فقط در متن موسیقی آذری بلكه در نحوه ی اجرای آن نیز به طور گسترده‌ای به كار می ‌رود كه حد و میزان بدیهه سرایی و تعداد لحظات و دفعات پرداختن به بدیهه با قدرت و تصمیمات هنرمندان مجری است. یكی از خصوصیات بدیهه سرایی آن است كه چون هر بدیهه در نوع خود تک و تكرار ناشدنی است در نتیجه موجب پیدایش تازگی و حالات نوین درتغییرات ملودیک موسیقی می ‌شود. مایه غم در همه قسمت‌های موسیقی آذربایجان حتی رینگ‌های ریتمیک و شاد نفوذ كرده است و علت آن نیز به گفته «هابیل علیف» (استاد كمانچه و از هنرمندان برجسته آذربایجان) همان مظلومیت‌های تاریخی این دیار است. در شادترین موزیک آذری و آ‌وازهای آذری مایه غم به خوبی حس می شود به عنوان نمونه آهنگ رقص «لزگی» از تندترین آهنگ‌های آذری است ولی با این حال یک غم و اندوه پنهانی درآن نهفته است. مراسم رقص لزگی یا تاقایتاثی دارای چندین حركت آرام و تند است كه ابتدا با حركاتی آرام و سپس تند و ریتمیک اجرا می شود. همراه با رقص لزگی 3 نت 4 تایی نواخته می شود كه گویند؛ همان باله مشهور آذربایجان است و نیز حركات موزون نازالما (ناز نكن) و كوراوغلی (قهرمان مبارزه با ظلم و ستم) توسط هنرمندان آذری و با حركاتی تند و گاه آرام كه بلافاصله با چرخش سریع تغییر ریتم داده و چرخ ها و پرش ها با نوای سرنا و دهل و با لباس های خاص و بسیار شكیل و زیبا در رنگ های گوناگون(اغلب مشكی) با چكمه براق تا به زیر زانو و با كلاهی از پشم سپید، همراه با بالاپوشی سبک و چسبیده به بدن و شلواری تنگ و چسبان و مناسب برای هر گونه حركت آغاز می شود. اعضای گروه رقص لزگی معمولا بین 8 تا 12 نفر است.

 

موسیقی عزا و مذهبی (اوخشاماها) نیز اغلب در قالب«بایاتی» سروده شده‌اند كه به آن ها«بایاتی ها»‌ می ‌گویند كه زنان صاحب عزا آن ها را در مجالس سوگواری با آهنگ مخصوص می ‌خوانند و حاضرین با شنیدن آن ها و گریه زاری تسكین می‌یابند.

 

موسیقی كار و تلاش روزانه (امک ماهینلاری) نیز غالبا بدون نواختن موزیک و گاهی اوقات در صورت ریتمیک بودن آن با دست زدن اطرافیان اجرا می ‌شود. این نوع موسیقی اغلب در مراسم سمنوپزی اوایل بهار، قیمه درست كردن، خوابانیدن كودك در گهواره، مهمانی ‌های عصرانه و شبانه، شخم زدن زمین و كوبیدن خرمن، هنگام بافتن فرش، گلیم و غیره اجرا می ‌شود. مادران هنگام خوابانیدن نوزادانشان با نوای شیرین و لطیف مادرانه روی دستگاه های شور- دشتی و گاهی سه گاه، بایاتیی های مخصوص لالایی (لایلالار) را ترنم می ‌كنند.

 

آهنگ‌های عروسی و رقص‌های مربوطه (توی و دویون موسیقی سی) از شور و حال زیادی برخوردارهستند و تک آیاق، ایكی آیاق، سوبولاغی و دورد آیاق آهنگ‌های نسبتا آرام این رشته رقص‌ها هستند كه فامیل نیز می ‌توانند در صورت نبودن افراد بیگانه در محفل خصوصی این رقص‌ها را انجام دهند. پس از آن نوبت رقص‌های تند مردانه مثل نرمه، بندی، شیخانی، یارگوزهل، و آهنگ‌های دیگر می ‌رسد. در سراسر مناطق آذری نشین کم تر منطقه ای را می توان یافت كه جشن ها و مراسم هایشان بدون موسیقی و رقص آذری انجام شود. شنیدن موسیقی آذری و اجرای عاشیق ها یكی از مهم ترین و با ارزش ترین جاذبه های فرهنگی استان زنجان به شمار می رود.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

رسم های مختلف و خلق وخوی اقوام مختلف با توجه به تاریخ وقدمت منطقه در طی سال های طولانی شکل گرفته،سینه به سینه به افراد یک جامعه منتقل می شود و در طول سال ها،زنده و پا برجا می ماند. مردم شهر زنجان نیز با توجه به قدمت تاریخی و فراز ونشیب های بسیار در طول زمان خود،دارای آداب و رسوم وفرهنگ وخصلت های ویژه ای هستند.جشن ها و آداب ورسوم مختلف در موارد گوناگون،دارای نظم وقوانین خاصی هستند که همگان ملزم به رعایت آن ها هستند،مراسم اعیاد مذهبی وملی،مراسم عمومی وعزا،نوع لباس پوشیدن و جشن های محلی از جمله مواردی هستند که دارای نظم خاصی بوده و جزو آداب و رسوم مردم شهر زنجان می آیند.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

تعيين تاريخ دقيق براي آغاز اين صنعت زنجاني كاري بس دشوار و به اعتباري نا ممكن مي نمايد. با مراجعه به كتب تاريخي و سياحتنامه ها و حدسياتي كه از اين طريق حاصل مي شود نظريات مختلفي حاصل مي گردد.

ولي به هر حال آنچه كه مسلم است از حدود 10 قرن هجري قمري شهر زنجان يكي از مراكز مهم صنعتي بوده است. كه در آن كارگاههاي مختلف اسلحه سازي داير بوده، چاقوسازي نيز يكي از صنايع جنبي آن، محسوب مي شده است. به دلايل عديده سياسي و اجتماعي اين كارگاهها به اضمحلال گراييده و سپس صنعت چاقو سازي رونق يافته است. به طوري كه نه فقط شهر زنجان بلكه در اكثر نقاط منطقه اين صنعت رواج  كامل داشته است، در اين دهه هاي اخير بر حسب اعمال سياستهاي استعماري كه پي آمدن آن انهدام كليه ارگانهاي صنعتي و هنري بود، اين صنعت مستظرفه را همانند ساير صنايع دستي رو به اضمحلال و نابودي كشاند به عنوان مثال چاقوهاي مكانيكي ژاپني، آلماني را مي توان نام برد. به هر تقدير اين صنعت با پايمردي و علاقه استادكاران، با وجود تحمل صدمات و مشقات فراوان، توانست به حيات خودادامه دهد و تا حدودي طريق تعالي بپيمايد.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

چاروق دوزي يكي ديگر از هنرهاي دستي است كه دستهاي ظريف هنرمندان زنجاني در توليد آن مهارت ويژه اي دارند. اصولا صنعت كفاشي از قرن يازدهم هجري درشهر رونق فراواني داشته است. تمركز كفاشان در دو بازار بالا و پايين و اختصاص يافتن راسته هاي گوناگون به اين فن حكايت ازرونق آن را در ادوار گذشته دارد. هم چنين وجود محله بزرگ دباغها در شهر، اين فكر را قوت بخشيده است. به علت ورود كفشهاي كارخانه اي و علل ديگر كفاشي بومي از رونق افتاده و اساتيد آن به چاروق دوزي روي آورده اند.

به هر تقدير هم اكنون چارقهاي زيبا از شهرت خاص و عام برخوردار است. اين چارقها مشخصا زنانه بوده و استفاده از ان جنبه تشريفاتي و تفنني دارد، چارقها از دو قسمت كف و رو تشكيل شده است كف آن از چرم ظريف و رويه آن از نخهاي نازك رنگي و گاهي از ابريشم و در طرحها و گونه هاي فراوان ساخته و بافته مي شود، چنان كه مصنوعات آن باب طبع ايراني و خارجي است و مناسبترين سوغات شهر محسوب مي شود

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

چاقوهاي زنجان علاوه بر ابتكارات و خلاقيت صنعتي استادكاران داراي فرمهاي مختلف است و آنها را به دو دسته كلي مي توان تقسيم بندي نمود.

1ـ چاقو هاي ساده يا معمولي: اين چاقو هااز دو دسته تيغه و قبضه تشكيل گرديده، قبضه آن معمولا از شاخ بز انتخاب مي شود و توسط دو محور جفت و جور مي گردد اولي محور تيغه و محور دومي مانع پس روي تيغه مي شود.

2ـ چاقوهاي مركب و پيچيده: اين قسم خود به انواع چاقوها تقسيم مي گردندو هر يك از اين انواع طي ساليان و دوره هاي متمادي ابداع و خلق شده اند كه در اينجا بر حسب تقدم و تأخر ابداع و ايجاد توضيح داده مي شود.

الف : چاقوي فنري يا قلم تراش نوعي از چاقو هايي است كه فنري در قبضه آن تعبيه شده علاوه بر دادن حالت ارتجاعي به تيغه از تا شدن بي مورد آن جلوگيري مي نمايد و اين چاقو از نظر فرم دسته و تيغه دراي تنوع بسياري است. اين دسته ها به شكل پرنده ، ماشين، خودكار، تفنگ ، كفش و انواع حيوانات ساخته مي شوند.

ب : چاقوي ضامن دار معمولي: اين نوع چاقو در انتهاي قبضه داراي ضامن برآمده است كه با فشار آن ضامن تيغه را رها كرده و چاقو بسته مي شود .

ج: چاقوي ضامن دار مغزي: كه شبيه چاقوي ضامن دار نوع اول است با اين تفاوت كه ضامن آن در داخل دسته مستهلك شده و ديده نمي شود.

د: چاقوي ضامن دار فشاري: در اين نوع چاقو، زمانيكه بسته است فنري به تيغه تكيه داده و تيغه را دائما به حالت پرتاب نگه مي دارد. ضامن اين چاقو به صورت دايره كوچك برجسته در محل اتصال قبضه تعبيه شده بافشار دادن اين دگمه تيغه چاقو با سرعت تمام باز شده و به صورت اتوماتيك در حالت باز ضامن مي شود. بسته شدن تيغه مستلزم فشار مجدد دگمه است.

به غير ازچاقو هاي ذكر شده انواع ديگري از چاقوها وجود دارد كه كمابيش شبيه چاقوهايي است كه ذكر گرديد. در اين ميان از چاقوهاي شكاري و انواع كاردهاي آشپزخانه و صحرايي، قمه، دشنه و قداره را مي توان نام برد. كه همه ر انواع و اقسام مختلف و اندازه هاي گوناگون ساخته و پردخته مي شوند.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

زنجان - زنجان، بعنوان خواستگاه اوليه ي هنر مليله کاري با قدمت و پيشينه ي تاريخي چند هزار ساله، هنوز نام خود را در ميان بهترين هاي اين صنعت دستي حفظ کرده و براي احياي جايگاه اصلي خود تلاش مي کند.
مليله سازي که در هزاره اول "هجري قمري" بعنوان هنر دستي بومي زنجان فقط در اين شهر معمول بود در زمان حکومت رضاخان با مهاجرت تعدادي از هنرمندان اين شهر به تهران و اصفهان در آن شهرها نيز رواج يافت.
سيني، سرويس هاي چاي و شربت خوري، جعبه جواهرات، گلدان، شمعدان، رويي دسته چاقو، قاب عکس و انواع زيورآلات عمده ترين دست مايه هنرمندان زنجاني در سال هاي دور بوده و به مرور زمان بر تنوع اين دست سازهاي زيبا و بسيار ظريف افزوده مي شود.
رونق اين هنر دستي از دوره سلجوقي آغاز و در دوره صفويه به اوج خود رسيد و شهرهاي زنجان و اصفهان بيشترين هنرمند را در اين حرفه تربيت و به عرصه ي هنرهاي دستي تحويل دادند.
مليله ساز که زماني به خاطر اشتغالزايي زياد، ظرافت و زيبايي زبانزد همه جهانيان بود با مروز زمان و مشکلات مختلف به بوته فراموشي سپرده شد و تعدادي کمي از علاقمندان واقعي، به اين حرفه طاقت فرسا و کم سود ادامه دادند.
در صنعت مليله کاري، استاد کار پس از ذوب شمش، آن را از قالب مخصوص عبور داده و مفتول هايي به قطر يک سانتي متر تهيه مي کند که اين مفتول ها نيز با ادامه عمليات دستي، به سيم هاي نقره اي با قطر يک ميليمتر تبديل و آماده مليله سازي ميشود.
با نشاندن اين سيم ها در قالب هايي که معمولا از تخته و موم ساخته مي شود و دادن طرح ها و اشکال متنوع به آن، تارهاي نقره اي در اثر حرارت و براده ي مس به هم متصل مي شود و سپس بصورت انواع ظروف در مي آيد.
چکش کاري، حرارت دهي، نورد کشي، مفتول کشي، حديده کاري و قالب بندي، از جمله کارهايي است که توسط استادکار در صنعت مليله سازي انجام مي شود.
اين مصنوعات دستي به حدي زيبا و ظريف است که امروز نيز زينت بخش موزه ها، مجموعه هاي هنري خصوصي و منازل افراد متمول در اقصي نقاط عالم مي باشد.
دست مايه هنرمندان مليله سازي ايراني، از جمله ره توشه گردشگران خارجي است که در پايان سفر خود به ايران، همراه مي برند و به آن افتخار مي کنند.
با اينحال، گران بودن نقرة، وضعيت نامناسب اقتصادي، نبود رونق بازار، کاهش انگيزه، نبود سرمايه ي مورد نياز ، طاقت فرسا بودن کار و کناره گيري اجباري خبرگان از اين حرفه، اجياي جايگاه اوليه مليله سازي را با مشکل مواجه مي سازد.
عيار نقره مصرفي در مليله زنجان، با خلوص9/99 درصد معروف به عيار 100 استفاده مي شود و به لحاظ کيفيت ساخت ، مليله اصفهان داراي نقوش بزرگتر نسبت به مليله زنجان است و غناي ريز نقوش ، زيبايي و ظرافت کار آن با مليله زنجان برابري نمي کند.
مليله زنجان با توجه به طرحها و نقشهاي اصيل و خصوصا ظرافت زياد آن در مجموع از کيفيت بالايي برخوردار است.
ريز نقوش متداول در مليله زنجان همانند ساير نقشهاي صنايع دستي اکثرا ذهني و الهام يافته از طبيعت و طرحهاي سنتي است.
مهمترين و رايج ترين نقشهاي مليله زنجان عبارتند از: اشک، جغه، پيچک، ترمه و غنچه، برگ، واو مليله، دو چشم، برگ فرنگ، سه چهارچشم، کورمليله و تابيده ،که هر يک داراي ويژگي خاص خود مي باشد .
+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

صنايع دستي زنجان

چاقو سازي

از دير باز در سراسر ايران هر گاه سخن از زنجان به ميان آيد نقش چاقوهاي آن در اذهان پديدار ميگردد ودر بسياري از سرزمينهاي دور و نزديك چاقوهاي ظريف و با دوام زنجان با هويت آن عجين گشته و گوئي نمادي از اين شهر شده است. از انواع چاقوها ميتوان چاقوي قلم تراش چاقوي كشاورزي و قلمه زني كاردهاي آشپزخانه و چاقوي شكاري و صحرائي قمه دشنه و قداره را نام برد.

چاروق دوزي

چاروق دوزي يكي ديگر از هنرهاي دستي است كه دستهاي ظريف هنرمندان زنجاني در توليدشان مهارت ويژهاي دارند.اين چارقها مشخصا زنانه بوده واستفاده از آن جنبه تشريفاتي و تفنني دارد.

چارها از دو قسمت كف و رويه تشكيل شده است.كف آن از چرم ظريف و رويه آن از نخهاي نازك رنگي و گاهي از ابريشم و در طرحها وگونه هاي فراوان ساخته وبافته ميشود.چنانكه مصنوعات آن باب طبع ايراني و خارجي است و مناسبترين سوغات شهر محسوب ميشود.

فرش بافي

فرش گليم و جاجيم زنجان از معروفيت خاصي برخوردارند.فرش بافي در زنجان يكي از صنايع با قدمت زياد است كه نقش قابل توجهي در صادرات فرش ايران ايفا ميكند.فرشهاي صادراتي زنجان از بهترين جلوه هاي فرهنگي اين استان هستند. به طوريكه فرش بافان اين خطه هنر ومهارت خود را در راستاي تكامل هنر سرزمينشان قرار داده اند و از آن به عنوانمنبع در آمد نيز استفاده مي كنند. در سال بيش از 60000 تخته فرش در سراسر استان بافته مي شود كه عمده آنها مربوط به اتحاديه بافندگان فرش دستي و شركتهاي مختلف است.طرحهاي كه در فرش زنجان استفاده مي شودعبارتند از: ريز ماهي و ماهي درهم و نقشه قلتوق و بيجار و افشار.

+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

معرفي آثار باستاني شهر

امامزاده سيد ابراهيم (ع)

اين بقعه در داخل شهر زنجان و شجره نسب اين امامزاده كه اهالي استان ارادت خاصي به آن حضرت دارند به ابراهيم بن موسي بن جعفر(ع) ميرسد. بناي حرم مطهر جديد و به سبك چهار طاقي منطبق بر پلان قديمي نوسازي گرديده است.تزئينات گنبد از بيرون كاشيكاري و معرق با نقوش هندسي پر و كتيبه اي به خط ثلث در ساقه گنبد و از داخل مقرنس كاري و گره سازي شده است.در كنار بقعه مسجد بزرگي بنا گرديده است كه هم اينك محل برگزاري نماز جمعه ميباشد.

مسجد جامع (سيد)

مسجد و مدرسه معروف به مسجد سيد در قلب بافت تاريخي شهر زنجان قرار گرفته است.اين مسجد از ظلع غربي با بازار قيصريه واز ظلع شرقي با كوچه مسجد سيد و از جبهه شمالي با خيابان امام وسبزه ميدان در ارتباط است. قبل از احداث خيابان امام كنوني سر در اين مسجد به فضاي بازي كه در مقابل دار الحكومه به عنوان ميدان شهر مشهور بوده اشراف داشته و هم اكنون ورودي اصلي آن محسوب ميشود.اين مجموعه به همت ميرزا پسر يازدهم فتحعلي شاه قاجار در هنگام حكمراني در زنجان سال 1342 هجري قمري احداث شده است.

بناي تاريخي رختشويخانه

بناي رختشويخانه در قلب بافت تاريخي شهر منطبق بر حصار قديم در منطقه پر تراكم مسكوني موسوم به عباسقلا خان و محل معروف به بابا جمال چوقوري (گودال بابا جمال ) احداث شده است.زمين اين بنا در سال 1347 هجري قمري توسط مرحوم علي اكبر خان توفيقي رئيس بلديه وقت شهر خريداري و توسط دو برادر به نامهاي مشهدي اكبر(معمار) و مشهدي اسماعيل(بنا) ساخته شده است.آب اين رختشويخانه از قنات قلعچه مير بهاءالدين تأمين گرديده و محلي عمومي براي شستشوي لباس بوده است.اين بنا در زمان خود به شكلي بسيار پيشرفته قسمتي از نياز بهداشتي شهر را تأمين و بوسيله بانوئي به نام معصومه خانم كه كارمند بلديه بوده اداره ميشده است.

مجموعه زيبا و عظيم بازار زنجان

احداث اين مجموعه در دوران آقا محمد خان قاجار آغاز ودر سال 1216 هجري قمري در زمان فتحعلي شاه خاتمه يافته و مساجد و سراها و گرمابه ها در سال 1324 هجري قمري به مجموعه اضافه شده است.مجموعه بازار قديمي به صورت يك خط مستقيم با عنوان بازار بالا و پائين به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم شده است.

پل هاي تاريخي زنجان

در جنوب شهر زنجان رودخان ه بزرگي به نام زنجانرود (زنجان چايي) جاريست كه سه پل تاريخي به نامهاي مير بهاءالدين و سيد محمد و سردار در دوره قاجاريه به موازات هم بر روي آن احداث شده است.در گذشته اين سه پل ضمن ايجاد ارتباص شهر با مزارع و باغهاي سرسبز حاشيه زنجان را با تعدادي از مناطق و شهرهاي همجوار نيز مرتبط مي كرده است.

كاروانسرا سنگي

اين كاروانسرا در منتهي اليه جنوب شرقي شهر در زمان شاه عباس دوم احداث و هم اكنونقسمت اعظم آن از بين رفته است.نوع سقف آناز نوع پنج و هفت است. در سال 1377 اين مكان به سفره خانه سنتي تبديل گرديده به طوريكه علاوه بر ارائه امكانات پذيرائي در صبح وعصر با غذاهاي سنتي در بعضي از حجره ها به معرفي و فروش صنايع دستي استان اقدام ميشود

+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

شهر تاریخی زنجان به لحاظ وجود مقاومتهای مردمی و منطقه‌ای درمقابل سپاهیان اسلام از شهرهای دشوارگشا بوده‌است، درسال ۲۴ هجری قمری به دست براء بن عازب سردار تخریب شده، که این محل خاستگاه اولیه بوده و در شمال شرقی شهر فعلی قرار داشته‌است. آثار و بقایای نخستین استقرار شهر که دراصطلاح کهن دژ نامیده می‌شود تا سال ۱۳۰۰ هجری شمسی پا برجا بوده و در جریان ساختمان (خیابان فرهنگ) تسطیح شده‌است. قبرستان شهر در حد جنوب شرقی محل استقرار و در داخل حد طبیعی سیلاب شرق شهر منطبق بر (خیابان امام) فعلی تا (فدائیان اسلام) بوده‌است.

در احیاء مجدد و گسترش آن، در اوایل دوران اسلامی، شهر اندکی به طرف غرب استقرار نخستین، در ساحل چپ سیلاب قدیمی که امروزه منطبق بر خیابان (استانداری) است کشیده شد، برجستگی کهن دژ این دوره در محله فعلی (نصرالله خان) بوده که در سال ۱۳۴۰ تسطیح و محل آن به دبیرستانهای دخترانه تبدیل شده‌است.

گسترش شهر در این دوره به طرف شرق محل مورد بحث که اراضی شهری قابل استفاده در شهرسازی بوده، امتداد یافت. حمدالله مستوفی درنزهة القلوب دور باروی شهر را ده هزار گام ذکر نموده که در حدود ۵/۴ کیلومتر است و از قلعه کنونی سهر اندکی بزرگ‌تر بوده به طوری که دامنه استقرار تا حد سیلاب شرقی کشیده شده‌است. قول حمدالله مستوفی یافته‌های باستان‌شناسی مطابقت دارد چنان که در اراضی شرقی خارج از دیوار قلعه، آثار قرن شش هجری قمری در عمق ۲ متری ازکف معابر فعلی قرار گرفته و قابل رؤیت است.

کتب صورالاقالیم از مزار اکابر و اولیاء وجود درشهر، قبور شیخ اخی فرج زنگانی و استاد عبدالغفار سکاک و عیسی کاشانی را نام برده‌است.

این شهر برای بار دوم در پاییز سال ۶۲۸ هجری قمری در فتنه مغول تخریب شده و شدت آن به حدی بود که شهر برای مدتی از قید حیات ساقط شد. به ویژه انتخاب سلطانیه به پایتختی در دوران ایلخانی و گسترش شهر مزبور در ایام حکومت غازان‌خان و خدابنده و اولجایتو در اواخر قرن هفتم هجری قمری، به علت نزدیکی این دو شهر، در متروکه شدن شهر زنجان عامل تعیین کننده‌ای بود، به عبارت دیگر در تمام ایام شکوفایی شهر سلطانیه، شهر زنجان به حالت نیمه ویران باقی مانده‌است.

سلطانیه پس از برچیده شدن حکومت ایلخانی به قول دونالد ویلبر «به علت اینکه شهر درراستای راههای تجارتی قرار نداشت و عدم جاذبه‌های شهری در آن سریعتر از آنچه که آبادشده بود، تخریب و متروک گردید». که خود دلیل قاطعی برای توسعه شهر زنجان بوده‌است. این شهر مجدداً توسعه یافته و از طالع بد برای بار سوم در نیمه دوم قرن هشتم هجری قمری با یورش وحشیانه تیمور لنگ مواجه و پس ازقتل عام اهالی به طور مکلی با خاک یکسان شد. کلاویخو سفیر پادشاه اسپانیا در دربار میرانشاه از نوادگان تیمور در نیمه اول قرن نهم هجری در سفرنامه خود، قسمت اعظم شهر زنجان راغیر مسکون و مخروبه ذکر نموده و حصار شهر را غیر قابل تعمیر دانسته و می‌نویسد:

«درشب هنگام به محلی رسیدیم که به زنجان معروف است و بیشتر قسمت‌های این شهر غیر مسکون است اما گویی که در گذشته این شهر یکی از بزرگ‌ترین شهرهای ایران بوده‌است. این شهر دردشتی درمیان دو کوه بلند که لخت و خالی از جنگل هستند قرار دارد. ما دیدیم که حصار شهر دیگر قابل تعمیر نیست اما در داخل حصار هنوز خانه‌ها و مساجد بسیاری هم چنان استوار و پابرجا بودند و در خیابانهای آن نهرهایی می‌گذشت اما همه اینها اینک خشک و بی آب هستند.»

شاردن سیاح فرانسوی که به سال ۱۶۷۲ میلادی از شهر زنجان بازدید نموده می‌نویسد:

«هنوز در حوالی یک مایل و بیشترآثارو بقایای مخروبه مشاهده می‌شود».

موارد دیگری از این مقولات بیانگر این حقیقت است که شهر زنجان تا اواخر قرن نهم هجری قمری غیر مسکون و مخروبه بوده‌است. در دوران صفویه که آرامش نسبی در منطقه‌ها حاکم بوده شهر تجدید بنا شده و مجدداًً تکاپوی حیات در آن آغاز گردیده‌است. حال با توجه به گزارش سیاحان و جهانگردان و هم چنین مطالعه متون تاریخی و بررسیهای باستان‌شناسی معلوم می‌شود علی رقم قدمت سه هزار ساله، کلیه آثار فعلی وبافت شهری نسبتاً جدید است. به عبارت دیگر با عنایت به آنچه که اجمالاً بیان شد شهر زنجان در دوره‌های مختلف بر اثر هجوم دشمن تخریب و به مرور شهر جدید بر روی خرابه‌های قدیمی احیاء شده‌است.

علت انطباق و احیاء شهر در محل فعلی، معلول جاذبه‌های شهری منطقه‌ای ازجمله وجود سفره‌های آب زیرزمینی، استفاده مجدد از قنوات قدیمی، دسترسی و مورد استفاده قار دادن زنجان چای، اوضاع توپوگرافی محلی و بالاخره عامل تعیین کننده استقرار شهر درسر راه تجاری و استراتژیکی فلات مرکزی ایران و ارتباط آن با آذربایجان و لزوم اتراق کاروان‌ها، بازسازی شهر زنجان را منطبق بر خرابه‌های قدیمی، امری لازم و ضروری می‌نموده‌است.

شهر فعلی از دوران صفویه تکوین و توسعه پیدا کرده‌است، خاستگاه اولیه شهر در این دوره از تجدیدبنا، به لحاظ استفاده ازامکانات و استعدادهای بالقوه شهری و زیستی در حد نهایی اراضی شهری در جنوب، در ساحل راست رودخانه زنجان رود قرار گرفته‌است. جهت توسعه و رشد شهری از نظر توپوگرافی و وجود اختلاف ارتفاع در ح جنوبی شهر و دارا بودن شیب نسبتاً تنا تا کف رودخانه زنجان رود که استقرارهای شهری را با مشکلات جدی مواجه می‌سازد، به طرف شمال امری اجباری و قطعی بوده‌است. به هر حال گسترش شهر هنوز محدود به مسیلهای شرقی و غربی بوده که محل استقرارشهر به صورت دلتا نسبت به زنجان رود است.

با تحلیل و توجیه عوامل و عناصر شهری از قبیل قبرستانهای قدیمی و مناطقی تحت عنوان (کولوک) که تا امروز باقی مانده، شکل گیری و گسترش شهر را می‌توان پیگیری و تبیین نمود قدیمی‌ترین عنصر، متعلق به اواسط دوران صفویه‌است که به نام کاروانسرای سنگی واقع در قسمت شرقی کهن دژ در ورودی شهر به اسم دروازه همدان قراردارد. این کاروانسرا که هم اکنون قسمت اعظم آن از میان رفته و به اداره اوقاف تبدیل شدهاست، یادگاری از دوران شاه عباس دوم می‌باشد. بدین ترتیب قبل از احداث مجموعه بازار زنجان در دوران آقا محمد خان قاجار(۱۲۰۰ هجری قمری)، میادین آهنگران و راسته صباغها با عنایت به نقش عملکردی شهر که در مقدمه بیان شد، از عناصر اصلی آن محسوب می‌شوندکه این عناصر نسبت به شارستان مرکزیت دارد.

نمایی از خیابان خرمشهر زنجان، بهمن ۱۳۷۸.

در دوران آقا محمد خان قاجار با توسعه نسبی شهر در حد قلعه فعلی که خود از مسیلهای طبیعی الهام گرفته، مجموعه بازار به مثابه قطب واحد اقتصادی، خدماتی و فرهنگی منسجم‌ترین عنصر شهری را به وجود آورده‌است و با عنایت به پدیده‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عملکردی، و... به طوری که در زندگی روزمره شهری نقش اساسی داشته باشد، محله بندی شهر صورت گرفته‌است. در این دوره به طور کلی شهر به سه منطقه تقسیم شده، نخست منطقه مرکزی شهر با جای گرفتن مراکز حکومتی، اداری و مذهبی در آن موجودیت یافته و فاقد اسم خاصی بوده‌است. اراضی و محدثات واقع در شرق محدوده مرکزی در مجموعه بازار تحت عنوان یوخاری باش و افراد ساکن در این منطقه در کلیات با همین عنوان مشخص شده و از نظر اقتصادی (در اوایل دوران قاجار) از ظرفیت بالایی برخوردار بوده‌اند. اراضی و محدثات واقع در غرب محدوده مرکزی به نام اشاقه باش موسوم شده‌است.

در این تقسیم بندی هر یک از مناطق دوگانه (اشاقه باش و یوخاری باش) از نظر زندگی روزمره و مقررات اجتماعی، دارای امکانات فیزیکی و کالبدی دارای وحدت و هم آهنگی کامل است.

محلات از نام بانی مساجد و تکایا الهام گرفته و یا با انتساب به صنف خاصی نام گذاری شده‌اند. محلات قدیمی دارای عناصر شهری منسجم تری بوده و به عنوان مراکزمحله‌ای نقش اساسی را در زندگی عمومی ایفا می‌کند. این محلات از نظر فیزیکی دارای الگوی خاصی است، بدین ترتیب که به عناصری از قبیل مسجد، تکیه، حمام، مراکز خرید روزانه، مراکز خدماتی، آب انبار، فضای مشاعی جهت انجام مراسم مذهبی، سنتی و تجمع‌های عمومی و بالاخره محل بازیهای کودکانه مجهزند. به طوری که این مراکز تا امروز با حفظ عملکردهای نخستین در تکاپوی حیات در محلات نقش اساسی دارند. نمونه‌های بارز آن محلات دود قلی، مسجد یری پایین، نصرالله خان، محله زینبیه و محله قهرمان می‌باشند و تقریباً سایر محلات دارای چنین خصیصه بارز و روشن اند که با گسترش تدریجی شهر نسبت به مرکزیت کهن دژ و سپس مجموعه بازار با انسجام معقول و منطقی جای گرفته‌اند. به طور کلی ۱۸ محله در داخل قلعه و ۹ محله در خارج از قلعه تا اواخر دوران پهلوی ضمن گسترش تدریجی مستقر شده‌اند.

روند گسترش تا اواخر دوران قاجار بسیار بطئی ودر سطح قلعه به میزان ۱۸۵ هکتار بوده‌است، از حد فاصل اواخر دوران قاجار تا اواخر دوران پهلوی با افزایش محلات خارج از قلعه وسعت شهر به میزان تقریبی ۴۸۰ هکتار گسترش یافته‌است. شهر فعلی در مساحتی معادل ۱۲۵۷ هکتار مستقر شده که به استناد ضوابط طرح جامع مصوب پیش بینی شده در سال ۱۳۷۵ وسعت آن به میزان ۴۴۵۰ هکتار افزایش می‌یابد.

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

صنایع دستی زنجان عبارتند از: چاروق دوزی، ملیله کاری شامل سینی، سرویس بشقاب کاسه و وسایل مصرفی، چاقو سازی شامل کارد آشپز خانه و میوه خوری و همچنین قندشکن، گلیم بافی، تذهیب، تراش سنگ های قیمتی، رنگرزی، منبت کاری، نگارگری، مصنوعات چرمی، معرق چوب و مسگری (ساخت ظروف مسی).[۱۰] دراستان زنجان رشته‌های مختلف دیگر صنایع دستی رواج دارد. از آن جمله گلیم بافی در ابهر، قیدار و زنجان روستاهای آن گیوه دوزی ابریشمی و نخی در انگوران و زنجان، رنگرزی در ابهر، زنجان، قیدار، سفالگری در روستای قلثوق، جاجیم بافی نواری در شهرستانهای طارم و ماه نشان، انگوران، کیسه بافی حمامی نواری در انگوران، ماه نشان، قیدار را می‌توان نام برد. ضمن آنکه باید گفت قالی‌بافی از جمله هنرها و حرفی هایی است که در اکثر شهرها و روستاهای استان زنجان رونق و رواج دارد.........

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

 زنجان

'۴۰°۳۶ شمالی،  '۲۹°۴۸ شرقی

 

شهر زَنجان مرکز استان و شهرستان زنجان در ایران است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۴۱٬۸۰۱ نفر بوده‌است .

نام زنجان عربی‌شده زنگان فارسی است. مردم منطقه هنوز هم تلفظ زنگان را بکار می‌برند. شهر زنجان در دره زنجان رود ( از شاخه‌های قزل اوزن ( سفید رود )) قرار گرفته و سر راه شوسه و خط آهن تهران به تبریز می‌باشد. صنایع دستی از قبیل ورشوسازی و نقره‌سازی و چاقو سازی آن مشهور است.

زنجان از شمال به شهرستان خلخال و شهرستانهای رشت، فومن ، رودبار و از مشرق به تاکستان و قزوین و از جنوب به همدان و بیجار و از غرب به شهرستان‌های میانه و هشترود محدود است و از سطح دریا ۱۶۴۱ متر ارتفاع دارد. ارتفاع قله سپهسالار که در این استان قرار دارد به ۳۳۱۸ میرسد .

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط RoMaNc3 |

الف) موقعيت جغرافيايي منحصر به فرد استان زنجان: از نظر مكاني استان زنجان بين استانهاي متعددي قرار گرفته است كه تنها راه ترانزيت و عبور بين شرق و قاره اروپا به شمار مي‌آيد كه اين از چند بعد قابل بررسي است: الف) بزرگراه زنجان ـ تهران: عبور تنها بزرگراه غرب و شمال غرب كشور از استان زنجان موقعيت ممتازي را به اين استان بخشيده است.
ب) راه‌آهن شمال غرب كشور: تنها راه مواصلاتي ريلي ايران و اروپا از شهر زنجان مي‌گذرد كه اين از نظر ژئوپالتيك و موقعيت سياسي و سرزميني بسيار مهم مي‌باشد.
ج) استعدادهاي برتر و ويژه: استان زنجان از جمله نقاط كشور مي‌باشد كه به خاطر شرايط خاص آب و هوايي و تاريخي و فرهنگي هميشه پرورش دهنده برترين استعدادها بوده است، داشتن دانشمندان جهاني در دوران گذشته همچون شيخ شهاب‌الدين سهروردي و اساتيد برجسته باعث افتخار هميشگي مردمان اين سرزمين است. داشتن دانشجويان المپيادي و جهاني، داشتن ورزشكاراني با افتخارات جهاني و كلاً استعدادهاي برتر از جمله نقاط قوت اين استان مي‌باشد.
د) داشتن معادن و ذخاير زيرزميني ارزشمند: استان زنجان از جمله استانهايي است كه داراي كانيهاي عظيم زيرزميني است و داراي معادن سنگهاي زينتي و معادني همچون روي انگوران مي‌باشد كه بررسي آنها به بحثي جدا نياز دارد.
هـ) آب و هوا: آب و هواي كوهستاني زنجان موقعيتي ممتاز به شمار مي‌آيد كه براي تفرج و گذراندن تابستانهاي داغ نقاط ديگر كشور يك استعداد الهي و موهبت طبيعي به شمار مي‌آيد كه مي‌تواند زمينه مستعدي براي گسترش مدنيت و امكانات شهري باشد. كوهستان منحصر به فرد و ييلاقي گاوه‌زنگ و كوههاي شمال زنجان موقعيتي بي‌نظير از نظر توريسم را ايجاد كرده است. يك پارك طبيعي عظيم در شمال و شمال غرب زنجان در دل طبيعت نهفته است كه بايد از آن استفاده كرد.
و) مردم فهيم،‌با فرهنگ و متدين دارالمؤمنين زنجان: مهمترين ثروتي كه در اين منطقه استثنايي و منحصر به فرد وجود دارد مردم بافرهنگ و متدين اين استان مي‌باشد كه بزرگترين نقطه قوت منطقه به شمار مي‌آيد از خانه‌هايي كه صداي قرآن به گوش مي‌رسد و طنين حسينيه اعظم آن در جهان پيچيده است، به بركت امام حسين عليه‌السلام و توجه به ائمه اطهار عليهم‌السلام اعتبار و آبروي دوچندان به اين مردم شريف بخشيده است. دراين خطه از سرزمين اسلامي ما جوانان و سرداران رشيدي ظهور كردند و نام شهر غواصان دريادل را براي اين استان به ارمغان آوردند و تمام اينها به بركت فرهنگ اصيل اسلامي و ايراني اين مردمان است كه بايد به آنها از جان و دل خدمت كرد.
ز) كشاورزي: به بركت نزولات جوي و رود عظيم قزل‌اوزن كه صدها كيلومتر در اين منطقه در جريان است و خاك حاصلخيزي كه در منطقه وجود دارد اين منطقه قابليت تبديل شدن به يك قطب بزرگ كشاورزي كشور را دارا مي‌باشد.
ح) دانشگاهها و مراكز آموزش عالي: يكي از نقاط قوت استان زنجان داشتن زمينه‌هاي پيشرفت علمي و دانشگاهي است كه با وجود دانشگاه تحصيلات تكميلي زنجان، دانشگاه زنجان و دانشگاههاي آزاد زنجان و ابهر و دانشگاههاي پيام‌نور استان زمينه و فرصت پيشرفت علمي فوق‌العاده‌اي را به اين منطقه بخشيده است كه مي‌تواند يك اهرم توسعه براي استان زنجان به شمار آيد.
ط) تنوع گياهي، جانوري و آب و هوايي: استان زنجان از جمله مناطقي است در كشور كه داراي گونه‌هاي متعدد گياهان و جانوران مي‌باشد و اين به خاطر تنوع آب و هوايي استان مي‌باشد كه منطقه‌اي مثل طارم داراي آب و هواي معتدل‌تر و زنجان داراي آب و هواي سردسير است كه اين اجازه پرورش محصولات كشاورزي در فصول مختلف را مي‌دهد.
ي) جاده هوايي: علاوه بر خطوط مواصلاتي زميني از جمله راه‌آهن و جاده، زنجان در مسير بزرگراه هوايي تهران و شمالغرب كشور و اروپا واقع است كه اين نيز يك فرصت بالقوه بسيار مهمي است براي استفاده از حمل و نقل هوايي و بازگشايي فرودگاه زنجان و استفاده از ابزارهاي مختلف براي تبليغ و به كار گيري اين موقعيت جهت توسعه استان زنجان.
ك) بسيج: نيروي عظيم مردمي بسيج در استان زنجان در تمام ابعاد دانش‌آموزي، دانشجويي و بسيج اساتيد و بسيج اصناف همه و همه يك نيروي بالقوه بسيار عظيمي را كه منبعث از روحيه انقلابي و اسلامي اين مردم فهيم مي‌باشد، پديد آورده است كه با سازماندهي آن مي‌توان در تمام امور مربوط به اقتصاد، بهداشت، كشاورزي، نظامي،‌علمي و فرهنگي اقدامات بسيار مهمي را به ثمر رساند.
ل) نزديك بودن به شمال كشور: از جمله امتيازات استان زنجان مجاورت با استانهاي شمالي كشور مي‌باشد كه ايجاد راههاي زنجان ـ رشت و مطالعاتي در اين زمينه مي‌تواند استان زنجان را در جايگاه ويژه‌اي از نظر ارتباطي قرار دهد كه دسترسي متقابل شمال كشور به غرب كشور از طريق زنجان را ميسر سازد.
م) زمين صاف و هموار: وجود زمينهاي هموار در دشت ابهر، دشت سلطانيه و منطقه شرق زنجان امكان بالقوه بسيار مهمي را جهت توسعه كشاورزي، صنعتي و شهري فراهم آورده است كه زماني اهميت اين آشكار مي‌گردد كه شما به منطقه كوهستاني، پرپيچ و خم و غيرمسطح غرب زنجان نگاهي بيندازيد. با يك نگاه مشخص مي‌شود كه تفاوت هزينه مثلاً ساختن يك جاده چقدر است. در منطقه غرب استان نياز به تونلهاي مختلف و هزينه‌هاي سرسام‌آور است كه اين ويژگي بازدارنده از نظر توسعه در بسياري از مناطق مسطح و هموار استان كمتر مشاهده مي‌شود كه اين مي‌تواند يك موقعيت بالقوه براي زنجان باشد.
ن‌ـ آثار باستاني متنوع: استان زنجان با داشتن جاذبه‌هاي جهانگردي ويژه از جمله گنبد سلطانيه، حمام رختشويخانه، بازار زنجان، امامزاده‌هاي پراكنده در استان، غاركتله‌خور و جذابيتهاي فراوان تاريخي و باستاني مي‌تواند يك موقعيت ممتازي را از نظر گردشگري به خود اختصاص دهد كه البته اين نيازمند سرمايه‌گذاري و تبليغات بسيار گسترده و عظيم مي‌باشد كه با برنامه‌ريزيهاي مستمر و دائمي و علمي مي‌توان از اين فرصت عظيم و بالقوه جهت ارتقاي سطح رفاه جامعه و ايجاد اشتغال و تعالي فرهنگي جامعه استفاده كرد.
و‌ـ نزديك بودن به پايتخت: از جمله ويژگيهاي مهم استان زنجان نزديك بودن به مركز كشور و پايتخت مي‌باشد كه اين امر زمينه پيشرفت و ارتقاي فرهنگ اين منطقه را تسهيل مي‌نمايد
به طور خلاصه در اين مقاله نقاط قوت استان زنجان در موارد زير خلاصه گرديد. الف) موقعيت جغرافياي منحصر به فرد استان زنجان ب) راه‌آهن شمالغرب كشور ج) استعدادهاي ويژه و برتر د) داشتن معادن و ذخاير زيرزميني ارزشمند هـ) آب و هوا ر) داشتن مردم فهيم، با فرهنگ و متدين دارالمومنين زنجان ز) كشاورزي ح) وجود مراكز دانشگاهي معتبر ط‌) تنوع گياهي، جانوري و آب و هوايي ي‌) جاده هوايي ك) بسيج و نيروي انساني عظيم ل) نزديك بودن به شمال كشور م) زمينهاي هموار و مسطح ن) وجود آثار باستاني متنوع و) نزديك بودن به پايتخت
ويژگيهاي فوق اهميت استراتژيكي و ژئوپلتيكي (اهميت سياسي جغرافيايي) بالايي را به اين استان بخشيده است و اميد است كه با توجه به اين نقاط قوت كه امتياز بزرگي براي اين منطقه به شمار مي‌آيد در آينده‌اي نزديك شاهد رشد و شكوفايي بيش از حد استان زنجان باشيم و با جلب سرمايه‌گذاريهاي عظيم چهره استان را تغيير داده و ريشه بيكاري را از اين استان خارج كرده و به سوي يك استان پيشرفته و با فرهنگ حركت نماييم و در كل ايراني‌آباد و الگوي يك كشور مسلمان و مترقي با محوريت حكومت جهاني حضرت مهدي عجل‌ا... تعالي فرجه‌الشريف با ظهور حضرتش به جهان عرضه نماييم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

wikipedia

ویکی پدیا دانشنامه ی تخصصی ...................

zanjan

+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

زنجان

 

به گفته حمدالله مستوفي شهر زنجان را اردشير بابكان ساخته و شهين خوانده است.در فرهنگ نامه مرحوم دهخدا در ذيل كلمه شهين چنين تقرير يافته ( شهين نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد . گويند آن شهر را اردشير بابكان بنا كرده است .

(جهانگيري – برهان قاطع ) و شهري بود بزرگ در ميان ري و آذربايجان و وجه تسميه آن مخفف زندگان يعني اهل كتاب زند است و زنديگان زنگان شده و دال آن حذف گرديده (انجمن آرا آنندراج ) ما’خذ و منبع مستوفي در مورد كلمه شهين كه به زنگان اطلاق مي گرديده مبهم است و تاكنون هيچ منبع موثق ديگري در اين ارتباط اظهار نظر ننموده است.

آنچه مسلم است از نظر زبان شناسي كلمه شهين ارتباطي به زبانهاي پارسي باستان و ادبيات اوستايي ندارد و برعكس كلمه زنديگان كه به معناي اهل كتاب زند ، معروفترين كتاب آئين زردشتي در دوران ساساني و پسوند (گان) از پساوند پارسي باستان همچون آذربايگان، خدايگان و غيره بوده است . بطور حتم شهر در دوران ساساني زنديگان نام داشته است كه به علت كثرت استعمال تخفيف يافته و در دوران استيلاي اسلام زنگان نام داشته است ، و چون در زبان عربي حرف گ به ج تبديل مي گردد بنابر اين كلمه زنگان به زنجان تبديل شده است.

 

اسم  ديگر شهرستان زنجان (خمسه) است . اطلاق اين كلمه به منطقه در منابع و متون جغرافيايي از اواخر دوران قاجار ظاهر شده و در مورد وجه تسميه آن دو نظر مي تواند مطرح باشد.

نظر نخستين ناظر بر استقرار طوايفي از ايلات پنجگانه در اين منطقه است . و محتملا وجود منطقه اي به نام (خمسه) در استان فارس كه بر مبناي استقرار پنج ايل نامگذاري شده بسود اين نظريه است . در فرهنگ آنندراج ذيل كلمه زنگان چنين آمده " چون پنج بلوك بود آنرا خمسه گويند "  لغت نامه دهخدا با تكرار مورد مزبور مي نويسد ( اين شهرستان "زنجان" از پنج بلوك بنام بخش حرمه ، بخش ابهر رود ، بخش قيدار ، بخش ماه نشان ، بخش سردان ...) در اين بخش بندي بخش هاي ايجرود ، زنجان رود ، كه جز’ خمسه اند سخني به ميان نيامده ، لاجرم اين نظريه با شك و ترديد مواجه ميگردد.  اما بخشهاي پنجگانه ابهر رود ، خرا رود ، زنجان رود ، ايجرود ، سجاس رود كه بخشهاي اصلي خمسه را تشكيل داده منبع و مرجع موثقي به وجه تسميه آن مي تواند باشد . كذر اين نكته ضرورت دارد كه منطقه بزينه رود معروف به قشلاقات افشار كه هم اكنون از توابع خمسه است تا اواخر دوران در حوزه ساسي ولايت كردستان بوده است ، بنابراين پنج بلوك بودن منطقه قطعي بنظر ميرسد.

دايره المعارف مصاحب بر اين اساس ذيل كلمه (خمسه) مي نويسد :

( خمسه مخفف ولايات خمسه در جنوب آذربايخان و غرب قزوين كرسي آن زنجان و از شهرهاي معروفش سلطانيه پنج بلوك عمده اي كه اين ناحيه به مناسبت آنها خمسه خوانده شده است عبارت بودند از ابهر رود ، زنجانرود ، ايجرود ، سجاس رود در حاليكه همگي جزو شهرستان زنجانند ...)

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 9:17 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |

اينم پورتال شهري شهرداري زنجان هر  اطلاعاتي مي خواين از اينجا ببينيد..........

پورتال شهري

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط RoMaNc3 |